علیرضا در عتیقه فروشی احساسات ۳ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه یادداشت | مکالمه بین قلب و مغز [نوشته ستایش] قبل از تکستِ اصلی:یکی دیگه از دوستام هم در همکاریِ ویرگولی با من مشارک...
جانان در عتیقه فروشی احساسات ۳ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه معلق ... هنگامه ی شب است ، چاره ایی جز نوشتن برای حال نامعلوم نیافته ام ...حال...
paree.s در عتیقه فروشی احساسات ۳ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه زمان های مفقود شده ی من کجایند؟ من اخیراً چیزهای زیادی را از دست داده امدوستان، احساسات، نمرات، عاشقان...
Miya در عتیقه فروشی احساسات ۳ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه اون ذرههای نورِ براق از اون وقتایی که دل آدم فقط یه نوشیدنی گرم توی بارون میخواد.
متغیر در عتیقه فروشی احساسات ۳ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه نظر تو چیه ؟ هستی یا نیستی زعفرون: نظرت چیه!؟+ در مورد !؟زعفرون: همینطوری، نظرت چیه!؟+ نظرم مرگه....
وحید والی- Vahid Vali در عتیقه فروشی احساسات ۳ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه امید باز هم در جلسات غرق شده ام، اصلا نمیدانم کی شب میشود. اوقاتی هم که بین...
مریم جعفری(تفرشی) در عتیقه فروشی احساسات ۳ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه ?بالاخره کوچه ما هم برفی میشه! برفِ شادی!❄️
Queen Viana در عتیقه فروشی احساسات ۳ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه «رها کن.» | «رها کنم؟» رها کردن از یاد برده ام.
فاطمه در عتیقه فروشی احساسات ۳ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه من و گم شدن در دغدغه هایم ساعت 2 شب و اولین پست من!