ورود ثبت نام
  • چرند و پرند
  • مشاهده تمام پست‌ها
  • ۴ دنبال کننده
چرند و پرند

خوش آمدید! ما در اینجا از هرجا و هرچیز صحبت می نماییم .دراینجا از ترشحات ذهن های بیمار و افسرده که روزگاری شاد بودند می نویسیم و برای دیدن طلوع آفتاب تلاش میکنیم و منتظر آن هستیم در اینجا با شما از کتاب ها ،فیلم ها ،تاریخ ،علم و یا حرف های دلمان و... باشما سخن می گوییم.

R.Daneshmand
R.Daneshmand در چرند و پرند
۲ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه

هفت پسر5

نگار روبروی تخته وایت بردش روی زمین نشسته بود و ماژیک را در میان انگشت...
۲
R.Daneshmand
R.Daneshmand در چرند و پرند
۲ سال پیش - خواندن ۷ دقیقه

هفت پسر۴

-با حالت چهره ات حدس می زنم به آنچه میخواستم رسیدی!نگار باحالتی حق به...
۳
R.Daneshmand
R.Daneshmand در چرند و پرند
۲ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه

خدای نامک ۳۱

پگاه مبهوت به مادرخوانده اش نگاه می کرد و نمیدانست چه بگوید و فقط سکوت...
۲
۲ پاسخ
R.Daneshmand
R.Daneshmand در چرند و پرند
۲ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه

خدای نامک۳۰

پگاه نگاه متحیری به داخل گاری انداخت.داخل آنجا دوتخت مسافرتی و وسایل ب...
۲
۳ پاسخ
R.Daneshmand
R.Daneshmand در چرند و پرند
۲ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه

خدای نامک29

اینم یک پارت کوتاه
۵
R.Daneshmand
R.Daneshmand در چرند و پرند
۲ سال پیش - خواندن ۴ دقیقه

هفت پسر

به نام خداوند رنگین کماناز اتاقم بیرون آمدم و به او صبح بخیری گفتم.با...
۳
۱ پاسخ
ℂ𝕠𝕟𝕗𝕦𝕤𝕖𝕕 𝕚𝕟 𝕥𝕙𝕖 𝕕𝕒𝕣𝕜
ℂ𝕠𝕟𝕗𝕦𝕤𝕖𝕕 𝕚𝕟 𝕥𝕙𝕖 𝕕𝕒𝕣𝕜 در چرند و پرند
۲ سال پیش - خواندن ۱۰ دقیقه

ربان سیاه - 8

«کلاغ نیمه شب»Iصبح بود و دانه های برف بر شیشه پنجره کتابخانه مینشستند،...
۳
ℂ𝕠𝕟𝕗𝕦𝕤𝕖𝕕 𝕚𝕟 𝕥𝕙𝕖 𝕕𝕒𝕣𝕜
ℂ𝕠𝕟𝕗𝕦𝕤𝕖𝕕 𝕚𝕟 𝕥𝕙𝕖 𝕕𝕒𝕣𝕜 در چرند و پرند
۲ سال پیش - خواندن ۶ دقیقه

ربان سیاه - 7

«تحقیقات»I-خدای من مامان! خواهش میکنم بس کن!-نه امکان ندارد! اگر میخوا...
۲
ℂ𝕠𝕟𝕗𝕦𝕤𝕖𝕕 𝕚𝕟 𝕥𝕙𝕖 𝕕𝕒𝕣𝕜
ℂ𝕠𝕟𝕗𝕦𝕤𝕖𝕕 𝕚𝕟 𝕥𝕙𝕖 𝕕𝕒𝕣𝕜 در چرند و پرند
۲ سال پیش - خواندن ۴ دقیقه

ربان سیاه - 6

«قتل»Iمادر دست شیرین را گرفت و او را روی مبل نشاند؛ شیرین آهسته گفت: ا...
۲
ℂ𝕠𝕟𝕗𝕦𝕤𝕖𝕕 𝕚𝕟 𝕥𝕙𝕖 𝕕𝕒𝕣𝕜
ℂ𝕠𝕟𝕗𝕦𝕤𝕖𝕕 𝕚𝕟 𝕥𝕙𝕖 𝕕𝕒𝕣𝕜 در چرند و پرند
۲ سال پیش - خواندن ۴ دقیقه

ربان سیاه - 5

«پروانه»Iشیرین مجبور شد شکر زیادی در چایش حل کند و آن را به خورد پروان...
۲
  • ‹
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • ›