خانم آلبالو·۲۲ روز پیشمن چشم می ذارم...یک، دو، سه ... تا ده می شمرم، بلند میگم: بیااااااام؟صدایی نیست. پس دستامو از رو چشمم بر می دارم و شروع می کنم به گشتن. از راهرو رد میشم، تو…
Sepideh Bayat·۱ ماه پیشآیین رهایی💇♀️ما خانما یه قدرت عجیب داریم ؛ بلدیم چطوری با یه تغییر ساده ورق رو برگردونیم. دیدی وقتی حس میکنی زندگیت افتاده رو دور تکراریا یه فصل از زندگ…
Emma.emris·۱ ماه پیشمرلینکیلیان:من سال های زیادی دریا نوردی کردم با اژدها جنگیدم غول هارو کشتم اما هیچوقت انقدر احساس ضعف نکرده بودم یعنی چی ..یعنی واقعا دارم میمیر…
Emma.emris·۱ ماه پیشمرلینکیلیان:تنها بودم ..پدرم اگه می فهمید که جانشینش تنها و بدون هیچ سربازی اومده به جنگل راز تا سیاهه رو ببینه ..واقعا نمیدونم روی چی خشمشو خال…
Emma.emris·۱ ماه پیشمرلینپیش گفتارداستانی که در موردش مینویسم ،تقریبا متعلق به دو هزار سال پیشه شاید حتی قبل از قرون وسطیٰ!این داستان در مورد کسیه که براش کتاب ها ،…
فرزین حیرتی مقدم·۲ ماه پیشافسانه در باور عموم (ردپای افسانه در ادبیات کتبی و شفاهی)در این فرسته سعی داریم درباره افسانه در باور عموم و دلایل ماندگاری و نقل سینه به سینه ی این افسانه ها را تا حدودی دریابیم.
Bitz·۲ ماه پیشتولد شبنم زمردینپیش از آنکه لیدیا در میانِ سایه های اتاقِ زیر شیروانی اش به این دانه ی عجیب بیندیشد، باید به هزاران سال پیش، به زمانی که جهان هنوز زخم های…
محمدحسین مهدیقلی·۴ ماه پیشمصدق در سرزمین عجایبحتی جادوییترین چیزها هم آن موقعی که باید، تمام نمیشوند. اصولا حکم عجیبی در مورد چیزهایی که باید یک جایی تمام شوند وجود دارد. من یک جایی