سحر غزانی·۲ ساعت پیشحرف های یک دیوانه با مادرش«۱»من حتی زمانی که آدری اسلحه راسمت مغزم نشانه گرفته بودهمچنان داشتم به این فکر میکردماگر من بمیرم سوسک های خانه را چه کسی خواهد کشتمیدانی ما…
M A H Y A·۶ ساعت پیشافسوس چه را بخوریم؟ جوانی؟ ما هرگز جوان نبودیم.زندگیم هر روز داره "تازه کجاشو دیدی این که چیزی نیست" تر میشهشاید در جهان دیگری به جای زندهِ ماندن زندگی کردیم.
بداهه آمیز·۱۳ ساعت پیشبی حسی امروزم!خیلی وقتی هست که ننوشتم.انگار که وجوه خودم را به طور نسیه فروختم و قرار نیست پولی دریافت کنم.چشمانم را باز می کنم.در تاری دیدم هم دنیا قشنگ…
آری·۳ روز پیشنبودنت؛هنوز نمیتوانم نبودنت را باور کنم..این درد لعنتی بدجور دارد روی قلبم سنگینی میکند.جای تو در اینجا بسیار خالیست نامهربانم.گاهی نبودنت از یا…
M A H Y A·۴ روز پیشما متحدیم، ما ایرانیم.چیزهای مهمتری از ترس وجود دارهمثل خون های ریخته شدهمثل جان های گرفته شدهمثل آرزوی آزادیکدخدایی که گمان کرده خدای ده ماست
Arezoo·۴ روز پیشمراقبی که مراقب نداشتاگه بخوام از وضعیت این روزهام بگم،تعریف درستی براش ندارم.ترکیبی از سختترین حالتهای انسانی.
M A H Y A·۸ روز پیشدروغهایی که با جوهر نوشته میشوند هرگز نمیتوانند واقعیتی را که با خون نوشته شده پنهان کنندبه عکس های جاویدنامانمان نگاه میکنم و فکر میکنم «شماها خیلی بیشتر از من لایق زنده موندن بودید»
M A H Y A·۱۰ روز پیشکاش ایران به قشنگی گل های آبی بوددر سرزمین من این روزهادیگر هیچ چیز رنگ و بوی خودش را نداردغم خیلی بزرگی تو دلهایمان هست
Arezoo·۱۲ روز پیشکوله ای که صاحبش را پیدا نکردوقتی نمی دانم کی ام، از چیزهایی می نویسم که هر جا زمین شان گذاشتم، چیزی رویید.