سایمان·۳ روز پیشبه او که نمیدانم کیست و کجاستاین صبح را به نام تو سر میبُرَم. بیآنکه بدانم کیستی و چقدر نزدیکی یا که چقدر دوری. بیآنکه بدانم میخواهم دور باشی و یا نزدیک. بیآنکه بد…
سمیرا مقیمپور بیژنی·۱۲ روز پیشروایتهای دل | سبد سیبهاخانهی مادربزرگ همیشه بوی قصههای بکر و بیانتها میدهد.دخترک هر وقت که به خانهی شیرین و قدیمی مادربزرگ پا میگذاشت، انگار وارد دنیای …
لادن شایانفر·۱۳ روز پیشبافتناز اولین شبی که موهایت را بافتم، سه سال میگذرد. موهایت و صدایت و قدوبالایت و قعروقوس اندامت ...از وقتی با ملاحظه گفتی: «ما واسه هم ساخته ن…
لادن شایانفر·۱۳ روز پیشخولیامیروم و میآیم در دلگیری. در رفتوآمدم. بیچمدان. یکلاقبا. گیج میخورم. سوالم بیجواب مانده روی زمین. کسی برایش تره خرد نمیکند. بسکه س…
زهرا صالحی·۳ ماه پیشروبروی خودمچند وقتیست یاد گرفتهام به جای محاکمه کردن خودم، کنار خودم بایستم. این متن روایت همان لحظه است؛ لحظهای که فهمیدم شاید قرار نبود روبهروی…
Kimia Arian·۵ ماه پیش«مثل خون در رگهای من» | تأملی بر عشق، زبان و تناقض انساننوشتن از احمد شاملو ساده نیست؛نه بهخاطر زبانش، که اتفاقاً شفاف و قدرتمند است،بلکه بهخاطر فاصلهای که میان شاعر و انسان ایجاد میشود.«مثل…
یکتا صفاری·۷ ماه پیش«سمفونی مرگ»نفرت هر شب از نگاهت فرو میچکد.لیوان مملو از زهری است که جرعه جرعه به خوردت دادم.صدایت آرام است، برخاسته از چاهی عمیق.اوفلیا…
یک عدد بهمن سامنی و دیگر هیچ·۱۰ ماه پیشاثر من اگر عاشقانه مینویسم از بهمن سامنیﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻣﻴﻨﻮﻳﺴﻢ!!!ﻧﻪ دیگر ﻋﺎﺷﻘﻢ وﻧﻪ ﻣﻌﺸﻮﻕ کسی !!!!شاید به حرفم بخندی اما باور کن من تنهاشکستِ سنگین خورده ای هستم در عشق ..!از خدا پ…
یک عدد بهمن سامنی و دیگر هیچ·۱۰ ماه پیشاثر اینجا مردی هر شب از بهمن سامنیاینجا مردی هرشب جوری عاشق تو میشود که باران هم از تو مینویسد و دیگر کوتاه نمی آید اینجا شبها تمامی ندارند و پاییز روی هجدهمین روزش همه را…
یک عدد بهمن سامنی و دیگر هیچ·۱۰ ماه پیشاثر امشب نیاز دارم از بهمن سامنیامشب نیاز دارم که نامَت را بر زبان بیاورمو مشتاق ِتکتکِ حروف ِنام تو هستم،مثل کودکی که مشتاقِ یک تکه شیرینیست.مدتی ست که نامت را بالایِ…