سمبیرا·۴ ماه پیشرازهای کوچک، دلتنگیهای بزرگقبلاً خیالپردازی برایت سرگرمی کوتاهمدتی بود که از دیگران مخفیاش میکردی، حالا شبیه شغلی، دائم به آن مشغولی.
roya.bagherzadeh·۵ ماه پیشجلسهی اضطراری در ناخودآگاه جمعینشسته بودم رو مبل و داشتم با قلم بازی میکردم که یهو کسی پرسید: «چرا نمینویسی؟»جودی بود، جودی آبوت. خیلی وقت بود این دوست خیالی پیشم نمیاو…
arshida·۶ ماه پیشیادااشتی که در دفترچه خاطرات پیدا شد...اگر بخواهم صادق باشم حتی نمی دانم در کجای قصه ایستاده ام ...آیا اصلا شادی واقعی را تجربه کرده ام ؟ منظورم از آن لحظاتی که با تمام وجودت و ب…
سفیرپاکی·۱ سال پیشعلیرضا رفت ساندویچی!ساعت شیش از خونه بیرون رفتم برای خریدن روان نویس.سلیقه من طوری نبود که بتونم از لوازم التحریر های محلمون چیز خوبی پیدا کنم.روان نویسی که آد…
سفیرپاکی·۲ سال پیشگفتگوی من و لوکادیادیروز توی اسکایپ داشتم چرخ میزدم که یکهو دیدم لوکادیا باهام تماس تصویری گرفت!اولش تعجب کردم چون سرقضیه ی خروجش از ایران همدیگه رو داخل ایتا…
زهرا·۳ سال پیششروع شد...خب دوستان... بریم ببینیم اصلا خیال پردازی چیه و کی ناسازگار میشه برای ادمیزاد...ببین درواقع ما تقریبا یه بخشی از روز هامونو تو رویا سیر میک…
زهرا·۳ سال پیشالان وقتشه...بعد یه مدت طولانی برگشتم. چون خب ایندفعه برای برگشتن انگیزه هست. ایندفعه یه دلخوشی هست. ایندفعه یه کورسوی نور توی عار تاریکی هست.میخوام هر…