Eli·۵ ماه پیشلی لیمثل همیشهسرد و بی روحتکیه داده بودم به دیوارتوو وجودم هیچ حس و حالی برای زنده نگه داشتنم نبودچشمامو باز کردمبا انگشتای بامزه اش بهم اشاره م…
سید خانوم·۲ سال پیشدنیای ما دخترهایکی از بازیهای مورد علاقهام در بچگی لِیلی بود. جلوی در خانه مادربزرگم تکه گچی برمیداشتیم و یک لیله بزرگ میکشیدیم و راس ساعت ۴ بازی را…
فائقه حاجیآبادی·۳ سال پیشدروج- فصل اول- قسمت دوم-good morning lil!-morning math.چقدر از لیل خطاب شدن بدش می امد. انگار متیو قابلیت ثبت دوباره ی اطلاعات را نداشت. بار اول لی لی را لیل شنید…
فائقه حاجیآبادی·۳ سال پیشFirst Book: unknown TerritoriesDruj-First Book: unknown TerritoriesEpisode one: 14th of Kitchener Streetرمان دنباله دار دروجکتاب اول: قلمروهای ناشناختهفصل اول: شماره ی چه…
توکا·۵ سال پیشجدالچند روزی بیشتر به رسیدن سال نو نمانده بود، روزهای اخر سال با این که پر از شور و نشاط بود اما کمی هم ترسناک بود. پسر بچه هایی که از روی شیطن…
Dast Andazدرعکس داستانک·۹ سال پیشعکس داستانک(قسمت پانزدهم:خط عابر پیاده!)عصر چهارشنبه بود،مثل عصر تمام چهارشنبه ها،خیابونا خیلی شلوغ بود.پشت آخرین چراغ قرمز سر راهم تا خونه،گیر کرده بودم.از اون گیر کردن هایی که…