الهام چگینی در عتیقه فروشی احساسات ۴ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه زنی با بال بسته! امروز چند دقیقه قبل رسیدن به پل عابر، ی زن خودشو از بالا پرت کرده بود...
غریبه| doyle در عتیقه فروشی احساسات ۴ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه آغوشی برای رهایی در انتهای این جاده... اگ نتوانم خورشید را ببینم، می دانم خورشید هست.و دانستن اینکه خورشید هس...
صدرا در عتیقه فروشی احساسات ۴ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه تنهایم بگذارید؛ او مرا تنها میخواهد. «نوشتهای برای آرامش ذهن صدرا»من خوبم، رهایم کنید.با صدای نازک و لطیفش...
ح جیمی. در عتیقه فروشی احساسات ۴ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه سگ سیاه تنهایی... امروز برای اولین بار دچار حملهای شبیه حمله پنیک شدم...اونم در تنهاتری...
احسان فریدونی در عتیقه فروشی احساسات ۴ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه خسته !!! ادم ممکنه پنج سال هیچ تغییری نکنه ...اما یه روز صبح که بیدار شد به خود...
pedro در عتیقه فروشی احساسات ۴ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه رفیق کوچولو کلید را در قفل در میچرخانم به اصطلاح ضد سرقت است اما همین چند وقت پیش...
?Red moon? در عتیقه فروشی احساسات ۴ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه راهی پیش گرفته ام ، بی مقصد خط ساحل را دیدم و راهش را تا بیکرانه های افق پیش گرفتم ... کارم شده بو...
EB474 در عتیقه فروشی احساسات ۴ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه فراموشی.... فراموشی ، معجزه ایست که نصیب هر کسی نمی شود ...فراموشی، مرهمی گرانقدر...