Miya در عتیقه فروشی احساسات ۴ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه خوابِ دَرد دار بعد از اون شب هرگز نخوابید؛ البته دلیلش این بود که بعدش هیچ وقت بیدار...
Mona در عتیقه فروشی احساسات ۴ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه دلتنگ رودخانه بوی شکوفه های بهاری مرا به سمت خود کشاند به سمت احساسات قدم برداشتم و...
نرگس،جغدِ نویسنده!? در عتیقه فروشی احساسات ۴ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه حال خوب... مشاطه را خبر سازید که با مقراض خود "گیسوان ناامیدی" این شهر را از ریشه...
کیانا واعظ در عتیقه فروشی احساسات ۴ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه شروع مبتذل اما کارساز چرا گاهی شروع بدون آمادگی بهترین تصمیم است؟
نفیسه خطیب پور در عتیقه فروشی احساسات ۴ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه پُر. ارامه جانم، دیگر دنبال تو نیسم.
غریبه| doyle در عتیقه فروشی احساسات ۴ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه و در پس این خاطرات ستاره ها هنوز می درخشند... is it too late to talk?...
Newti در عتیقه فروشی احساسات ۴ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه به یاد بادکنک های پر درد من ضدی دارم آنقدر فریبکار که آن را خود پنداشته ام _فاضل.ن