لایکهای پست
خونریزی خودکار
تعداد کل لایک ها: ۳۸
طغیان کن
پناهگاهی غرق در اعماق اندیشه، جایی که ایدهها دور از طوفان لنگر میاندازند.
زندگی روی کاغذ
«غریب را دِلِ سرگشته با وطن باشد🕊️!»
گمشده در افکار و سایهها...
دوست دار پیشولا 🐾🔥
ما بچه طرد شده خونهایم، که مسیرش از همه تمیزتر بود.
هنوز هم [سرد و تیز میخندیدی؛ یک سینِما فرو میریخت]
...
آنقدر سرش را به دیوار کوفت تا مرد.
جسور و بی پروا !
INTJ
~•°stargirl°•~
نامه های شماره دار نوشته ی زری هستن و بی شماره ها نوشته ی علی
...
ششصد و چهل و چهار درنای کاغذی...
فکر، زندانیِ جمجمه، رؤیا، تبعیدیِ زمان.
dried roses, rotten Letters, unread words, silent people
مدتیست که روح من .. چنان چون خیال من ؛
تهیست ..
تهی !
^نوشته های یک سایکو^
از یافتن معنای زندگی ناامید شدم. فهمیدم که خود باید معنا بسازم!
« این آینده کدام بود که بهترین روزهای عمرم را حرام دیدارش کردم؟ »
تحلیل/ری اکشن/معرفی
بدون شَـࢪح :))'Selenophile🌑
ای کاش تنها صدای خنده های بشر را شنیده بودم، بشری بدون جنگ، فقر، بیماری و تنهایی.
در نظرش اگر یک روی زندگی زشت میشد،روی دیگری بود که بشود به آن پناه برد.
چرا مینویسی؟ | چرا نمینویسی؟
بوی غم میداد چشمانش...
آن چه تو حاضری در راهش بمیری تنها چیزی است که می توانی با آن زندگی کنی.
آنتوان دوسنت اگزوپری
با نوشتن از خود سعی می کنم طرح زندگی ام را کامل کنم
من هیچ تر از هيچ تر از هیچ ترینم:)
زندگی نوری است در باد.
人生は風にる光
یک دختر عادی
آرشیوی برای «ماریان»
چرا قلمم جدیدا اینطور مینویسد؟ شاید همیشه اینطور مینوشت؟ دنیا به اندازه کافی دردناک هست من چرا دارم بدترش میکنم؟
چگونه میشود به شاخهی شکسته فهماند
که باد عذرخواهی کرده است؟
-محمود درویش
H who seeks life diesHe who seeks death lives):
مینویسم که نوشته باشم