Del_noori·۳ روز پیشسخت مثلِ دختر بودن! (مرگِ پروانگی)سرزنده نه،ما دخترانی خسته بودیمآزاده نه ،در پیله هایی بسته بودیمرویایمان ،آزادی از چنگالِ غم بودبیزارِ از،پستی و قعرِ دره بودیمآنقدر اَنگِ…
محسن برزوک·۴ ماه پیش«افسوس» در شعر فارسیای عمر! چیستی؟ که به هر حال عاقبتجز حسرت گذشته در آیندهی تو نیست «فاضل نظری» افسوس در نظم و نثر قدما به معنای شوخی و خنده و به قصد مسخر…
Tezman·۴ ماه پیشآشفتگیشاید دارم مینویسم که بعدها اگر خودم زنده بودم حال این روز هایم را یادآورِ خودم بشم.سال هاست دلم به حال ایرانم میسوزد.انگار قرن هاست که طلسم…
رزمآورِ نور·۱۰ ماه پیشهان! به یاد آر...تو خیابون بیربطترین آدمها هم من رو یاد تو میندازن. تو شهر بیربطترین چیزها هم برام یادآور تواَن. چند ماه گذشته و من هنوز حتی روی پلهی…
Mr_maleklou·۱ سال پیشدرختان بیثمرگاهی انتظار نداریم اما میشود، گاهی نیز با تمام جود منتظریم اما خبری نیست که نیست. کج فهمی ماست یا دنیای بیرون بی ثبات است؟ هرچه که باشد من…
ح جیمی.·۱ سال پیشتعلیقتا دیروز حالم خوب بود، میتونم بگم تقریبا پر بودم از حس امید و زندگی، میتونستم مسیر روبه جلو رو با وضوح هرچه بیشتر ببینم، میتونستم علیرغم ه…