جواد محمودی·۴ روز پیشلطفا مرا بیدار نکنید!ساعت ۵:۳۴ دقیقه صبح است. نماز صبح را خواندم و فقط بگویم شیرین ترین خوابی که در این چند سال دیدم را از دست دادم.مربع:سلام!+عه، سلام! شما این…
غزال·۵ روز پیشاولیناولین روز هست که وارد ویرگول شدم و این اولین پستمه. اصلا نمیدونم دیده بشه یا نه.از قدیم عاشق فیلم و سریال بودم ولی دایما تو زندگیم نمیدیدم…
گیسو·۱۲ روز پیشحسرت عشق رویاییمیشد در بلندترین خیابان شهر، کنار درختان سرو و صنوبر، دست در دست هم، خرامانخرامان، آرام و عاشقانه قدم بزنیم.آنقدر حرف بزنیم و رویا بباف…
SCTDSY·۱۴ روز پیشآنچه از دست دادم تا هنرمند بمانم: قیمت واقعی رویا در ایرانعنوان: آنچه را که از دست دادم تا هنرمند بمانم: قیمت واقعی یک رویا در ایراناین یک محاسبه مالی نیست. اینجا از نرخهای بازار نمیگویم. اینجا ا…
Emily·۲۳ روز پیشتنها یک تکه سنگرویا های کودکیش را همراه با هیزم ها در آتش می انداخت چرا که باید گرم میماند، هیزم ها داشتند تمام میشدند بند پوتین هایش را کشید بوسه ای بر…
Johnleehooker·۲ ماه پیشبرای ریرامیراسلام ریرامیرا.18ام آبان بود که اومدم کیش، 40 روزی میگذره.آره، بهت پیام ندادم، چیزی نگفتم و یا جلوه ندادم. اما به فکرت نبودم؟ چرا. تا الان…
وحید والی- Vahid Vali·۲ ماه پیشهمه عالمخواب دیدم، از همان خوابها که همیشه میبینم. تو و من و گربه. توی همان کلبه قدیمی با همان شومینه هیزمی. با برفی که میبارد، با چایی که تو میریز…
Radman Parastash·۲ ماه پیشرمان یک دل بودنفصل اول: «روزهای بیصدا»باران از شب قبل بیوقفه میبارید. در خیابانهای شهر، مردم با چترهای رنگی از کنار هم میگذشتند، بیآنکه نگاهشان به…
پرسه در تاریکی·۲ ماه پیشکاش میشد در رویا، تا همیشه تو را بوسید.چشم که باز کرد هنوز هوا تاریک بود. لحظاتی زمان کش آمد، تا یادش بیاید که کجاست. او آنجا بود ... در دل تاریکی شب، تنش، خودش و کلماتش ...