مهدی مهدی زاده·۱۸ روز پیشاز نگاه تا همیشه پارت آخربا بدنی خسته به خانه برگشتم.میلم نمی کشید غذا بخورم اشتهام کور شده بود.رفتم و خوابیدم.
مهدی مهدی زاده·۲۱ روز پیشنقاش و آتشدر سرزمینی که فاصلهها نه با کیلومتر، که با امکانات سنجیده میشد، زمستان همیشه مفهومی دوگانه داشت: برای برخی منظرهای رمانتیک پشت پنجرههای…
مَـهـدیـه✨·۱ ماه پیشجرقهای در میان خاکستردر این سرزمین، سالهاست که زمستان مأوا گزیده؛ گویی آفتاب دیگر رغبتی به تابیدن بر دیوارهای ترکخوردهی این شهر ندارد.هوا آکنده از سکوت است،…
SilentScream·۱ ماه پیشفرا رسیدن آخرین وداع...کلمات جمله های آخر این داستان سرشار از بودن و نبودن، زندگی و مرگ و هرآنچه تضادی میان درونم و آنچه در آیینه فقط در ظاهر میبینم را بیان کند،…
آ ت ن ادرنامـهای به تو که نمیخوانی·۲ ماه پیشبهار است، لیک ما در زمستانیمآه بهارم. تو اکنون از پاییز نیز زرد تر و بی جوانه تری. تو که برگ های سبزت هر روز از درختان فرو میافتد و گل های شادان و رنگینت پریشان میشو…
حسام بصیرزاد·۳ ماه پیشهنوز بهار نیست، زمین دروغ میگویدفکر نکن لاله میدهی و همهچیز درست میشود؛ من تبی که به جانت افتاده را میبینم و دروغت را باور نمیکنم.
Amirali Jeddi·۴ ماه پیشدی ماه، ماه تغییریلدا می آید و اول دی زمستان شروع می شود. زمستانی سرد، یخ زده و بی نور. زمستان شروع می شود که از آن بگذریم و به نور بهاری برسیم. گرمایی دلپذ…