Parisa Asadi·۲ ساعت پیشسیاهنامهساعت ۳ صبحه. حالم یهو بد میشه. بیدلیل اشکام سرازیر میشه. روز خوبی داشتم، از تلاشهای خودم راضی بودم. پس دلیل این اشکها چیه؟دلشوره میافته…
آری·۲ روز پیشبرایم مهم نیست.با هر بوقی که میخورد، قلبم تندتر میزند؛ نه از شوق، از ترس.جواب میدهد:«الو، بفرمایید.»حالَش را میپرسم.میگوید خوب است.چند سؤال دربارهی…
الهه روحاللهیدرروزنه ی نور·۳ روز پیشاز شکلات تلخ دست بردار!به آخرین نوشتهام نگاه میکنم؛ سیزده روز پیش. پنداری هزار سال گذشته باشد.زمان را از دست دادهام. "روحم را از پی جسمم و با خودم میکشم" این…
Mandana·۳ روز پیشرقص من و مادربزرگمادربزرگم فریاد میزد که به دادش برسیم که مرگ سراغش آمد از مرگ میترسید و این همه اطرافیان میدونستن شب و نصفه شب بلند میشد از ترس اینکه نکنه…
آری·۳ روز پیشزندگی بعد از تو ادامه دارد...چشمانم را باز میکنم…دوباره صبح شده و خورشید طلوع کرده؛به کدامین اجازه؟چرا زندگی بعد از تو جریان دارد؟انگار نبودنت بر هیچ چیز اثر نگذاشتهجز…
زهرا اعصامی یا همان الیزابت بنت👒🌻·۳ روز پیشمادر🖤🥀آه از این بهمن سرد و تاریکبهمنی که حایل شد میان من و تو تا روز قیامت ...عزیزِ از دست رفته ام امشب و در این ساعتِ خونین درست در شانزدهمین سا…
تهمتن·۳ روز پیشهم مرگ بر جهان شما نیز بگذردهم مرگ بر جهان شما نیز بگذردهم رونقِ زمان شما نیز بگذردوین بومِ محنت، از پی آن تا کُند خراببر دولتآشیان شما نیز بگذردبادِ خزانِ نکبتِ ایام…