آقا معلم·۳ ماه پیشداستان غمگین خانه سالمندانمینا اولین و تنها فرزند خانواده بود و وقتی به دنیا اومده بود کل فامیل خوشحال بودن چون پدر و مادرش چند تا بچه از دست داده بودن تا اینکه مینا…
آقا معلم·۳ ماه پیشداستان غمگین آقا معلماون روز هیچ وقت از یادش نمی رفت، روزی که قرار بود نتیجه چندین سال درس خوندن و کنکورش رو ببینه. از همون روز اول مدرسه تصمیم گرفته بود معلم ب…
آقا معلم·۴ ماه پیشداستان غمگین مادربعد از مرگ شوهرش خیلی سختی کشیده بود. شوهرش تو یه شرکت کار میکرد و با حقوقش به زور می تونست کرایه خونه رو بده و برای ادامه زندگی و خرید نیا…
آقا معلم·۴ ماه پیشداستان غمگین دو نوازندهبعد از ازدواج تونسته بودن به آرزوشون برسن، دو تا نوازنده که شهر به شهر میگشتن و هر کجا که دوست داشتن آهنگ های مورد علاقشون رو می نواختن و پ…
آقا معلم·۴ ماه پیشداستان غمگین آخرین پیامهمون ماه اول دانشگاه با هم آشنا شده بودن، با اینکه دوستاش بهش گفته بودن ترم اول رو بیخیال دوست پسر و رابطه و اینا شو ولی گوش نکرده بود.تو گ…
آقا معلم·۵ ماه پیشداستان غمگین دوچرخه زنگ زدهوقتی فهمید بچه شون قراره پسر باشه انگار دنیا مال اون شده بود، از شدت خوشحالی نمیدونست چیکار کنه، به همه ی دوستا و فک و فامیلش زنگ میزد و به…
آقا معلم·۵ ماه پیشداستان غمگین اولین سفربعد از چند سال بالاخره تاریخ ازدواجشون مشخص شده بود و از اینکه می دیدن بعد از اون همه سختی میتونن کنار هم باشن خوشحال بودن.4 سال از عقدشون…
آقا معلم·۵ ماه پیشداستان غمگین بچه های مهد کودک خاطرهمامانش به زور راضیش کرده بود بره مهد کودک میگفت من اونجا هیچ کسیو نمیشناسم و نمیخوام برم با کلی خواهش و تمنا بالاخره راضی شده بود حداقل یه…
محسن محمدی·۱ سال پیشکافهی هر روزباران آرام روی سنگفرش خیابان میبارید و بوی قهوه در فضای کافه پیچیده بود. آراد، مثل همیشه، روی صندلی کنار پنجره نشسته بود و بیرون را تماشا…
مهرشاد امپرور·۲ سال پیشداستان غمگین رمان غمگین عاشقانهچرا هرچی شکست مال دختراس؟ چرا یه پسر نیومده بگه که من از فلانی شکست خوردم دخترا،منم شکست خوردم، شما باید خودتونو سر پا کنید حال خودتونو خو…