گنجشک·۳ روز پیشجهان بیمعنا نیست، زیادی معنا دارد و همین ما را خفه میکند...اما شاید منزلتِ نه در یافتنِ خروجیِ نهایی، بلکه در آموختنِ نوعی راهرفتن که زیرِ این فشار، هنوز به تماشا خیانت نکند...
حمیدروحی·۱۰ روز پیشآنجا که نگاه کافی نیستبین «دیدن» و «نگاه کردن» یک دنیا تفاوت است. تفاوت میان عبور کردن از سطح یک رودخانه و غرق شدن در عمق زلال آن. ما در هیاهوی این جهان پرشتاب،…
گلبرگ·۲۵ روز پیشمن بی مقدمه شروع کردم!هر داستانی مقدمه دارد و من مقدمه برایم دشوار است! میدانم که بی مقدمه هیچ چیز جذاب نیست حتی پایان؛مگر اینکه دلنشین باشی. اگر دلنشین باشی هم…
فاطمه سلحشور·۲ سال پیششنیده شدن چه حسی داره؟تا حالا بهش فکر کردین؟ شنیده شدن چه حسی داره؟ تو توییتر اینو پرسیدم، یکی خیلی جواب قشنگی داد و انگار همین یه نفر بود که منظورمو فهمید. نوشت…
زهرا خوببخت·۲ سال پیشلبخنجوقتی از طنز حرف میزنیم زخمها جایگاه ویژهای پیدا میکنند. زخمها بخشی از طنزند. بخش جدانشدنی آن. بخشی که در ابتدا دیده نمیشود.
ح جیمی.·۲ سال پیششماره چشمتان چند؟بدون چشم مسلح یعنی عینکم، نمیتونم اجسام رو از فاصله ۶۰ سانت دورتر ببینم...میبینم اما شفاف و واضح نمیبینم، بطوریکه اصلا قدرت تشخیص چهرهه…
زیبا مغربیدرعتیقه فروشی خاطرات·۳ سال پیشاز دید یک جفت چشم سبزشاید نوشتن سرودی ستایشآمیز برای چشمانی سبز رنگ، داستانی رنگورورفته و دستچندم به نظر بیاید اما داستان من این گونه نیست.بازگشت به دانشکده…
رضا م ز ک·۳ سال پیشدیدن ؟!باید نوشت ، نوشتن بودن است ؛ باید دید ، دیدن برداشتن است دیدن ترمینال و آدم ها چشم ها را آزرده میکند، دیدن آنچه را که خود ساخته ایم برایم…
حسن شیخدربهارک·۴ سال پیشیادم نمیرود به تماشای من توئیگیاهان شباهت عجیبی با زنها دارند. هر دو را باید دقیق تماشا کرد. هر دو را هر روز باید خواند، خط به خط، کلمه به کلمه. پیچ و تاب مو، حالت صور…