فاطمه.میم·۱ سال پیشآن بعد از ظهر در ونکاثر آنچه مکانها و پس کوچهها و ناگشتهها روی ما میگذارند، خیلی بیشتر از این است که برایتان نوشتهام!
آرش·۱ سال پیشروز اول سفرامروز تازه رسیدم مریخ... دیگه خسته شدم از این مسیر طولانی زمین به مریخ!اولین سفر از همه جالبتر بود، تجربه بلند شدن از زمین با موشک استارشیپ…
محمدمهدی قدسی·۱ سال پیشقصه بغضِ ننهجوندلم تنگِ ننه جونخونش دور، شهرستونبعد عمری رفتم ببینمشیه دلِ سیر، بغل بگیرمشدیدم جلو درنشسته رو پلهپر بغض توی گلوشکم مونده تا گریهگفتم:«سلام…
پروانه حسینزاده·۱ سال پیشسلام من را به «بیجینگ» برسان!وانگ فنگ (Wang Feng)، با نوای سوزناکی میخواند: «بیجینگ…بیجینگ». صدایش کش میآید و با دینگ دینگ تمامنشدنیای که داخل بانک تکرار میشود، در…
محمد باقرزاده·۱ سال پیشهمپیمان با آرمانهای مادربزرگمچگونه از شیفتگی به فلسفه «جذابیت پنهان تعلل» به مرحله دریافت لوحتقدیر خوشحسابی از بانک رسیدم اما باز ول معطلم؟
MOMO FESOS·۱ سال پیشپرداخت در کهکشانی دوردر زمان های قدیم، در کهکشانی بسیار بسیار دور لوک اسکای واکر و استادش ژنرال کنوبی دستور به دنبال این بودند تا محموله ای از لایت سیبر ها را ب…
m_23855935·۱ سال پیش۱۵ مرداد را من از تقویم کندم!من از همان بچگی، خیلی هوش و حواس درست و حسابی نداشتم. قبل از مدرسه که اصلاً برای خودم اسطورهای از بلاهت و زودباوری بودم. یادم هست که یک با…