نسترن پیریان·۳ روز پیشمن را بخوانید.روزهاست که دلم میخواهد از تو بگویم، اما میترسم. در این ایام کذایی هم کارم به جایی رسیده است که پدرم دیروز از من میپرسید: «چه باید کرد؟»…
Ehsan hasan·۳ روز پیشآهنگ بازار دعواچه خوب شد بین ایران و آمریکا دعوا شدیه مشت بی وجود عکساشون پیدا شدبرا کسی نداشت منفعتبازم گفتی کس شعر بی هدفمحتوا روی محتوامیان بالا از روی…
نگار:هزارتوی شب·۴ روز پیشواژهٔ غمهمیشه شروع نوشتن سخت استزمانی که قلم در دست میگیرم و میخواهم شروع به نوشتن کنم نمیدانم از کجا و از چه شروع کنم. گویی آن لحظه مغزم تهی میشو…
*نیالا*·۵ روز پیشداستانک روزانه، روز هشتم:حالا ما خوب است اما تو باور نکن.شمارو نمیدونم ولی من این روزا وقتی تو اینستاگرام میرم چیزی جز سیاهی نمیبینم، یه زمانی عاشق فعالیت کردن تو صفحهام بودم، عاشق اینکه جزئیات ر…
مسافر لحظه ها·۱۱ روز پیشزندانی ای که پادشاه شد:ملاقات با کودک درون با یک واسطهداستان از این قرار بود که یک روز کسل کننده در مدرسه با یکی از دوستانم مسابقه چشم تو چشم گذاشتیم.ماجرا ختم به خنده و شوخی شد ولی هدف من این…
نسترن پیریان·۱۳ روز پیشحرف زدن با پلههامدتهاست که دست از این من کشیدهام! از این تن، از این بدن، از هر چیزی که متعلق به من است، متنفر هستم. روزهاست که هیچ حقی با من نیست؛ حق ر…
علیرضا صادقی·۱۵ روز پیشغم...من فکر میکنم همه مون چنتا رفیق مشترک داریمچنتا حس که خیلی وقتا از رفیق نزدیک تر، پیگیر تر و شاید وفادار تر هستن..بنظر من یکی از ترین هاشون…