شهید امیرحسین حسنی اقتدار·۱۲ روز پیشآغاز یک مسیرروز اول مهر؛اولین زنگ مدرسه…کودکی با کولهای کوچک و دلی بزرگ،پا به راهی گذاشت که مقصدش نه فقط علم و دانش،بلکه رشد، بندگی و تعالی بود.آغاز ت…
نازی برادران·۲۰ روز پیشکودکیکودکیامدر کوچههای خاموش گذشت؛کوچههایی که بادبغضهایم را از یک غروببه غروبِ دیگر میبرد.هر جرقهی خندهبه اخمی خاموش میشدو منبه سایهی خو…
امجد عبدی·۱ ماه پیشجاذبهای که برای عشق هفتسالگی، کوتاه آمددر محلهای زندگی میکردیم که قوانین فیزیک فقط تا ساعت شش عصر معتبر بودند و بعد از آن، هر چیزی امکان داشت. گربهها فلسفی میشدند، سایهها اض…
رضا موتوری هفتحوض·۱ ماه پیشمینیبوسی به نام هوسوقتی بچه بودم یک عموی هُنری داشتم؛ کوچکترین عمویم. عاشق سینما، عشقِ پدرخوانده، عاشق شعر، عشقِ سهراب، عاشق برند، عشقِ رِیبَن، خوشتیپ و کو…
Mary·۱ ماه پیشکتاب هم می فهمد_چرا پکری؟ از ظهر تا حالا هیچی نگفتی!_ تو مدرسه پرتم کرد..._ پس بگو چرا انقد غمگین بودی، آخه واسه چی؟_ نمیدونم، فک کنم درسشو خوب یادنگرفته…
Shadi gholamzadeh·۱ ماه پیشسیاهی، دیشب خوابت را دیدم!وقتی ۷سال داشتم، کلاس اول بودم!وقتی کلاس اول بودم، به اجبار دوستی مادرانه و طی یک برداشت اشتباه با نهال دوست شدم. مادرم میگفت: شادی! این ه…
minabahman·۱ ماه پیشرویای ماشین سواریکودکی من بیشتر در حیاط خانمان سپری شد. آن زمان ما یک خانه باغ بزرگ با باغچه هایی پر از دار و درخت و گل داشتیم. لابه لای آن گل و بوته ها چند…
minabahman·۱ ماه پیشرویای ماشین سواریکودکی من بیشتر در حیاط خانمان سپری شد. آن زمان ما یک خانه باغ بزرگ با باغچه هایی پر از دار و درخت و گل داشتیم. لابه لای آن گل و بوته ها چند…