Zahra·۹ روز پیشکاش کسی مستاجر نباشدهر خانه یک قصه ای دارد که ما نمیدانیمیکی از مصائب زندگی مدرن اسباب کشی و جا به جایی از خانه ای به خانه دیگر است.اولش چیزی شبیه ماجراجویی م…
Hamid·۹ روز پیشکارخانه بیکاری۲قلبم داشت توی دهانم می آمد شقیقه هایم به شدت میزدند و دستهایم میلرزید از پنجره کوچک و غیر قانونی اتاقم که با دستهای خودم و با مخاطرات زیاد…
Hamid·۱۵ روز پیشجرعه و مه من یک کودک اوتیسمی بودم به بیان واضح در خود مانده با توانایی های اجتماعی بسیاااار ناچیز خود آزار بینهایت خجالتی مخرب و دیگر چه؟ این در خود…
Ards·۱۷ روز پیشخانه خانوم الین(18+)انگلستان شهر بندری لیورپول،سال ۱۸۲۰مه از بندر بالا میآمد و شهر را مثل دهانی نیمهباز پر میکرد. صداها در این شهر گم نمیشدند؛ میماندند، م…
مجتبی رزمی·۱۹ روز پیشکلید خانه را به غریبه نمیدهیم.یادداشتی برای یکشنبهای که مذاکرهای در کار نبود.یکشنبه است و سالن مذاکره در مسقط خالی مانده، صندلیای که میتوانست میزبان صدای ایران باشد،…
محمدسام خرم آبادی·۲۰ روز پیشخانه ی اول من مامان، اولین خانهٔ من بود. خانهای گرم و نرم که اسمش «شکم» بود. اتاقی تاریک، اما روشنتر از هر خورشیدی! اتاقی کوچک، اما بزرگتر از تمام دن…
فاطمه برزگر·۲۰ روز پیشنامهای به دلیل دل گمگشتهمسلام فاطمه عزیزم. سلام دلیل دل گمگشتهم. در این روزهای سهمگین که با دیدن صادقانهترین محبتها و معرفتها ترس وجودم را میگیرد که نکند در…
نازی برادران·۲۰ روز پیشخانه ی اوّل مناین متن، گفتوگوی زیبای محمد سام خرمآبادی، پسری هشتساله، با مادرش است. حرفهایی که اونقدر قشنگ بود، که دلم خواست با شما هم قسمت کنم.«خان…
Hamid·۲۴ روز پیشخیمه ناآقای صالحی مرد بیکار و خوشگذران در چهل و سه سالگی در حالیکه عزب و بی سرنوشت بود و خودش را با ماشینها و دخترها و استخر و باغ سرگرم کرده بود…