آقا معلم·۶ روز پیشداستان ترسناک شهر متروکهبعد از کلی تلاش بالاخره تونسته بود دوربین مورد علاقه اش رو بخره، از بچگی به عکاسی علاقه داشت و با هر تلفن جدیدی که می خرید کلی عکس می گرفت.…
سالوادور علی·۸ روز پیشداستان 1: آیا تو هم می بینی؟لکه ای مشکی در تاریکی شب داشت روی دیوار حیاطمان غلت می زد. یک گربه بود. گربه چشمان سبز رنگی داشت که در نور ماه می درخشیدند.نیمه شب پا شده ب…
آقا معلم·۱۱ روز پیشداستان ترسناک پادکست سیاهبعد از چند بار آزمون بالاخره تو یه شرکت استخدام شده بود. تو همون چند روز اول با همکاراش صمیمی شدن و هنوز هفته دوم کامل نشده بود که یه گروه…
آقا معلم·۱۷ روز پیشداستان ترسناک شماره ناشناسوقتی فهمید تو رشته ای که آرزوش رو داشت قبول شده سر از پا نمی شناخت. سال های زیادی تلاش کرده بود و بالاخره رشته و داشنگاه مورد علاقه اش رو ب…
آقا معلم·۱ ماه پیشصدای خندهتابستون سال ۹۸ بود، ساعت ۹ شب پدرم گفت برو پیش راننده تراکتور که داشت رو زمینمون کار میکرد و براش چایی ببر، فلاسک پر کردم و با موتور رفتم پ…
آقا معلم·۱ ماه پیشماجراجویی نافرجامخیلی وقت بود دلشون یه ماجراجویی می خواست، تا الان کلی شیطنت کرده بودن و با وجود تنبیه ها و گاهی وقتا اتفاقات بدی که بعدش افتاده بود دست برد…
آقا معلم·۱ ماه پیشقبرستان زندهسارا سارا صدای مادرش بود که داشت صداش میکردچشماشو که باز کرد یه نگاه به ساعت انداخت، 8 صبح بود انقدر خوابش میومد که نمیتونست چشماشو باز نگه…
آقا معلم·۲ ماه پیشداستان سایهسلام به همه میدونم اینجا خیلی منو نمیشناسنولی همون چند نفری که هرازگاهی پست هام رو میخونن ازشون میخوام درمورد داستان هایی که تو سایتم…
گربه خونگی خیابونها·۲ ماه پیشقلب عجیبهرگز نمیخواست بعد از اون شب دوباره برگرده خونهی پدری، اما وصیتنامه عجیب مامانش کاری کرد که مجبور بشه.تو کمد قدیمی اتاق بچگیش یه جعبه چوب…
LURMALI HORROR·۳ ماه پیشقسمت سوم – پایان نهایی نفرین(آخرین ماسک در کوچه های هالووین)ترس رو احساس میکنی؟