Mandana·۵ روز پیشزخمصبح که چشم باز میکردم،فکرها هجوم میآوردند؛مثل سرزمینی اشغالیکه هر صبح با صدای موشکاز خواب میپرد.من همبا تکهتکه شدنِ خودم…
Mandana·۶ روز پیشیک شوالیهی زرهپوشِسرزمینی بود به نام سرزمین سرخ؛سرزمینی که همیشه در هجوم بودافسانهای دربارهاش وجود داشت که میگفت این سرزمین «مادر» است؛و مردان و زنانی که…
مسعود نظری منش·۳ ماه پیششرحی بر ترانه "ببُر به نام خداوندت" از محسن چاوشی"عاشقانه ترین مُردن" بهترین توصیف برای این اثر زیبا و عِرفانی محسن چاوشی
خواب ظهر·۳ ماه پیشفریادهمین بوده آیا؟ ولی همین، چندین سال از عمرم را به مانند یک وعده روزانه در خود بلعید!شاید من دیرکردم، شایدم دیر فهمیدم!باید از اول به سمت تو…
فاطمه شهابالدین·۴ ماه پیشبیداریاین اولین باری بود که از درمیان گذاشتن رازم با دوستی صمیمی پشیمان میشدم...
خواب ظهر·۴ ماه پیشچنگتو سیر بشو نیستی، همش بهونه میاری! فقط بیشتر و بیشتر میخوای!خودت را چندین سال به جای من جا زده بودی! میدونی که منظورم چیه؟الان من تو را می…
خواب ظهر·۴ ماه پیشصاحبخانهاگر بخواهم پشیمانی اشتباهات گذشته را بخورم که من نیستم! ولی همه اینها ذهن موهوم بودند.
سوسن چراغچی·۴ ماه پیشخواب و بیداراز پشت پرده تور، گنجشکی را می بینم که رو به این خانه نشسته، سر به بالها فرو برده و ناامیدانه وجود خویش را می کاود. اگرچه خاموش و سرد، ولی…
یحیا·۵ ماه پیشو این ارادی نیست: مانند نفس کشیدن. رخ میدهد.ما، اکنون و اینجا، بر روی زمین، در یک پروژه کهکشانی حضور داریم. یک بیداری بزرگ در پیش است. بیداری یک عمل اختیاری نیست. رخ میدهد: مثل نفس.