آقا معلم·۶ روز پیشداستان عاشقانه عشق اولتازه به اون محله اومده بودن و هیچ دوستی نداشت. بیشتر وقتش رو تو خونه می گذروند و با اسباب بازی هاش بازی میکرد.یه روز تو خونه نشسته بود که ی…
شیرین صفردیمان·۲ ماه پیشروایت واقعی عشق اول، اعترافات دختری که ۱۷ سال پیش فرهاد شداز پلههای سالن باشگاه بالا میرفتم، نفس میکشیدم و توی هر دم از نفسهام بوی عطر آشنایی رو حس کردم. چند ثانیه زمین و زمان ایستادن و من با مک…
لیلافرزادمهرm_15996912·۴ سال پیشکجای زندگی هستمکجای زندگی هستم-بله بفرمایید.'میشه یک قهوه با هم بخوریم.-به چه مناسبت؟ وشما ؟-من مهستی هستم دوست دوران دانشگاه امین.-نام امین، ناقوس ت…
maryam_fayaz·۵ سال پیشمریم بانومریم قشنگ ترین اسمیه که شنیدم خوش آهنگ ترین خوش آوا ترین مریم از اون اسم هاست که بوی زندگی میده، مریما همشون خانومن همشون مهربون و گرمن مری…
a.jaafare·۶ سال پیشروسری روشندوهفته میشد که پیرمرد توی بخش ای سو داخلی ما بستری بود،حالش اصلا خوب نبود. فقط یه کلیه داشت وضع قلبش هم چندان جالب نبود،ظاهرا موقع آب خورد…
The Real One·۷ سال پیشاولین ملاقات با خدامن بايد يک جايي خدا را ديده باشم. وقتي که آن همشهري داشت نان شبش را از گلوي من بيرون ميکشيد يا وقتي که آن ديگري داشت پشت من و تو سوار ميش…