Berik·۹ روز پیشدوست دارم تفکراتم را با شما به اشتراک بگذارمسلام به دوستانی که زمان با ارزششون رو دارن سر خوندن این متن بی ارزش میگذارن ،( خیلی خوشبینم که انتظار دارم کسی این متن رو بخونه ! )
نیما خادمی کلانتری·۱۱ روز پیشسرد و گرمنگاه جک به در ورودی کافه بود. با اینکه ازش خیلی فاصله داشت ولی سرماش رو حس میکرد. اونجا نوری آنچنان نبود. فقط یه لامپ درست پشت جک روشن بود…
•پستاب•·۱۱ روز پیشاقیانوس افکار..گاهی افکارمان و چیزهایی به آن میاندیشیم، آنقدر بزرگ و بیانتهاست و زمانی که به خودت بیایی میفهمی هیچ نمیدانی..سردرگمی و به دنبال چارهای…
سایه سرو·۱۳ روز پیشپروانهای در مشتعزیز هم قصهام، سلام. امشب قصد داشتم برایت از امید بنویسم از فردای روشن، از آن روزی که ما سبز خواهیم شد، از روز وصال... اما انگار امیدم به…
کسیکه همه چیز را عمیقا حس میکند·۱۵ روز پیششروع من با ویرگولراستش هرگز قرار نبود روزی بیام توی ویرگول چیزی بنویسم. اصلا نمیدونستم چنین پلتفرمی وجود داره. اینم نمیدونم قراره چقدر تجربه خوبی برام بشه ا…
AAF·۱ ماه پیشمنم انسانم،به من هم نگو...ای رفیقم،اگر بختت باز بود و خوشبخت شدی،اگر دنیا برایت خوب ساخت و راضی شدی، من هیچ نگو.منم انسانم...
ملیکا اربابی·۲ ماه پیشاندر افکار یک نوجوان گمشدهمینویسم که این خاطرات گم نشن؛ چون خیلی از فراموش کردن و فراموش شدن میترسم