نویسنده:حسین نجفعلی بیگی·۳ ماه پیشآیا کار اداری، شکل مدرنِ افسانهی سیزیف است؟صبح امروز پشت میزم نشستم، کامپیوتر را روشن کردم، و به صفحه خیره شدم. گزارشهایی که باید بنویسم، جلسههایی که باید در آنها شرکت کنم. و در…
ugly stepsister·۷ ماه پیشچرا ادامه میدیم؟امروز روز آخر انتخاب رشته است و بله دوستان ، I am a mess.... هزار بار از صبح احساس اینو داشتم که وای دارم چه غلطی میکنم... جاتون خالی این ق…
میدوری·۲ سال پیشهمه چیز از یک گروه سنگین شروع شدگفتم گروهمان سنگین است. امیرعلی گفت یعنی در زمین فرو میروید؟ مجبور بودم شوخیاش را ادامه دهم چون یاد هیوا افتادم که اولین بار برایمان گفت…
atalanta·۴ سال پیش20 اردیبهشتخب یک هفتس حدودا نتونستم هیچی بنویسم ینی اصلا وقت نشده درنتیجه اگر وقت ازاد دارید بشینید بخونید که میخوام طومار بنویسم در ابتدا بگم که پنج…
سینا·۴ سال پیشسایه ها ...بندرانزلی . موج شکن . پیرمرد تنهازندگی می کنیم , که سایه ها را بشماریم؟!...تمکین قلم ، به سکوت کلماتماه ها شعر…
دریای مواج·۴ سال پیشخب که چیمگه میشه آدما روزمرگیهاشون یه بارم ذهنشون سمت آرزوهاشون نره. نمیشه باور کنید نمیشه. آدما با امید و آرزوهاشونن که زنده هستن. که توان انجام…
امید کارگر·۴ سال پیشلطفا این شعر را نخوانید!احساس میکنم دیگر گذر روزها تاثیر خودشان را از دست دادهاندوقتی کاری مفید انجام میدهممثلا یک فنجان قهوه دست مشتری میدهمیا یک شعر مینویسم…
امید کارگر·۵ سال پیشاگر از من میپرسی، عاشق نشو«... و اگر توانایی عشق ورزیدن دارید، اول خودتان را دوست بدارید.»و اگر توانایی عشق ورزیدن نداشته باشیم چه؟ هان؟نیازمند عشق دیگری هستیم؟باید…