نگار عارف(مآهنقرهای) در کنج داستان نویسی ۴ سال پیش - خواندن ۱ دقیقه "قنـــدِعســــل" سردرگم و کلافه، میان دغدغه های بزرگ و کوچکم غرق شده ام و مشکلات یکی پس...
سید مهدار بنی هاشمی در کنج داستان نویسی ۴ سال پیش - خواندن ۶ دقیقه آفتاب بی حجاب شب که از ده و نیم می گذرد و وارد منطقه یازده به بعد می شوم. افکار مزاح...
K.Mousavi در کنج داستان نویسی ۴ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه شاخه گلی با عطر نسکافه به نام خالقی که انسان را به وسیله ی قلم آموخت?☕ وارد باغ شدیم.عطر...
dark astronaut در کنج داستان نویسی ۴ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه گُستاو بعدی این داستان درباره یه شهره، شهری که زمانی مال جادوگرا بوده...
Morteza در کنج داستان نویسی ۴ سال پیش - خواندن ۲ دقیقه روز غَم مبارک باد می گویند در روزگاران باستانی ، در دور دست ها ، جایی که در تصور هیچ مو...
ali.heccam در کنج داستان نویسی ۴ سال پیش - خواندن ۶ دقیقه پَشمکِ زعفرانی غرق در خواب بودم. نمیدانم کجا!
dark astronaut در کنج داستان نویسی ۴ سال پیش - خواندن ۳ دقیقه احساس گناه یا عذاب وجدان؟ هیچ کدام! آتش را خاموش کرد.آخرین نفر بود که از سر جایش بلند شد.داشت لبخند می زد....
شایان رهسپار عظیمی در کنج داستان نویسی ۴ سال پیش - خواندن ۴ دقیقه دسامبر همه میمیرند: نبرد خونین جبهه شمال | فصل سوم برای رسیدن به آزادی خونهایی ریخته خواهد شد که ریشههای آزادی را میخش...
??????? در کنج داستان نویسی ۴ سال پیش - خواندن ۵ دقیقه کایوت ( قسمت نوزدهم) چشمام از حدقه بیرون زد اون الان چی گفت ؟ +: ببخشید چی گفتید ؟ فک کنم د...